تبليغاتX
رضا هدایت
نقاشی ها و داستان ها و یادداشت ها


غروب نبود. ساعت آقا محمد دو ساعت جلو بود. هنوز آفتاب سایه دراز می کرد و ما دنبال سایه هایمان می دویدیم و نمی گرفتیمشان. گله همایون پشت سر گله اوسط به تبعیت از گله اقا محمد راهی آبادی بود. من بودم و الاغم که اسمش قطار بود  که پوزه اش سیاه بود  یال تا دمش هم یک خط سیاه که دو متر بود . هشت بره و بزغاله زیر سلطه من بودند ومن چوپان - با گرز پدر بزرگم که گفت: "الاغ را تو بیاور". غبار کوه شعبان کچل را پوشانده بود. خورشید داشت به زرینه می رسید. آبم را که خوردم گوسفندها را هم تشنه نگذاشتم. آقا محمد سگ هایش را بازی می داد. گورکن ها پشت سر هم مار بزرگی بودند. عمویم می گفت: "اینها دم هم را  می گیرند. فکر نکن ماراند. اندازه گربه هستند. چشمشان کور است، شبیه هزار پا دیده می شوند". آقا محمد از تمام مردم آبادی داناتر بود مثلا. سر ساعت هم کلاه می گذاشت. یک ساعت  پیش تر غروب را فریب می داد – با غبار سر رسیده از تندی رمه. اوسط و همایون همبازی بودند. همکلاس بودیم. چوپان شدیم. همایون شهید شد . گرگ به گله اش حمله کرد. ساده بود. اوسط سگ داشت. من عاقل نبودم. چماق داشتم چماق پدر بزگم که تاریخی بود. به گله گفتم: "نگران نباشید!"  چون شما را نوح است کشتی بان چه غم دارید از طوفان من شما را رهبری می کنم به روستا و شما آسوده به طویله می روید من در قبال شما مسولم و رعایت امانت می کنم غم نیاورید به دل یا رو  و راهتان را بروید در پناه حق و مسولیت من که راعی ام و حدیث را خواندم و دلداریشان دادم و گفتم آن چوپانهای بیچاره گوسفندهایشان را گذاشتند به امان خدا. حالا دارند دربه در دنبالشان می گردند. آن یکی از دور. و خندیدم با خودم وگفتم پسر تو نابغه ای کسی قدر تو را نمی داند. دهانش باز شده بود. باز باز باز. باز تر؛ گرگ بود. گرگ بود - آری. زبانم بند آمد. فهمیدم همایون نادان نیست. اوسط بی حواس نیست. آقا محمد ساعتش تنظیم نیست. غروب غروب است -  گوسفندها این را می فهمند. گرگ آمد. آن گرگ با آدم درگیر شد. آن آدم من بودم. من از خر پیاده شدم. من داد نمی زدم. من دلم می خواست فریاد بزنم. من زبان نداشتم. من گرز پدربزرگم را بر گرده گرگ می کوبیدم. بر فرق سرش – چرا که شنیده بودم گرگ ها کله پوکند. زود می میرند. اگر بر فرقشان بکوبی. کوفتم کوفتم کوفتم. و جوی دو متری را پریدم پریدم. گرگ کرک انداخت. من نفس باختم. بی صدا ماندم – بی صدا. موشک از پشت بام شلیک شد. گرد پایش امید بود در دل من. عمویم نازل شد. گرگ در کنار الاغ ما را بدرقه کرد تا در خانه.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:31  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

هانیبال الخاص نقاش نام دار ایرانی که روایتگر تاریخ آشور است هشتاد سالگی خود را همزمان با نمایشگاهش در گالری الهه جشن گرفت در این مراسم تعداد کمی از شاگردان او حضور داشتند .الخاص نقاش مردم است و روایت تاریخ می کند به زبان تصویر وچنان کارش را با ادبیات امروز آمیخته می کند که گویی جوانی بیست ساله است الخاص روحیه ای طناز دارد که حاصل سر خوشی نقاشانه است برای او سلامت وتندرستی آرزو دارم . الخاص در این نمایشگاه گفت :شعری از بالای سرم پرواز کرد ها ی کو؟

 

ogcvumso3mzraaoc5aea.jpg

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:26  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

دکتر همایون سلیمی متولد 1327 تهران و عضو هیات علمی دانشگاه هنر است او   از هنرستان میرک تبریز دیپلم گرفت سپس مدتی در بانک مشغول شد اما علاقه وافرش به نقاشی او را بر آن داشت که راهی کشور فرانسه بشود و در بزار پاریس لیسان گرفت و فوق لیسانس و دکترا  را از سوربون در رشته زیبایی شناسی دریافت کرد  تز دکترای او مقایسه تصویری است با بناهای ایرانی اعم از کاشی کاری و مجموعه بناها سلیمی معتقد است این تصاویر مجموعه خاطرات او از زادگاه مادری اش کاشان است سلیمی توانسته است با روح آرام خویش آشتی جدایی ناپذیری بین  معماری ونقاشی بر قرار کند .او تا کنون 22 نمایشگاه انفرادی در ایران وخارج از کشور برگذار کرده و چندین جایزه بین المللی را دریافت کرده است سلیمی مدتی نیز به عضویت گروهی به نام "سن" در آمد وکارهای چاپی خود را به اقصی نقاط ارسال می کردند این گروه نمایشگاهی هم در گالری هور بر پاکردند .سلیمی علاوه بر نقاشی به پرورش درختچه های مینیاتوری (بن زای) هم مشغول است نمایشگاه نقاشی های دکتر سلیمی از امروز سوم خرداد  تا 13 خرداد در گالری هور برپاست.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:0  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

دنیای بی رحم سرمایداری و غول اقتصاد امروزه تعیین کننده منش ورفتار آدمی است وخودرا ارباب انواع می داند اما در این میانه گروهی هرگز تن به تسلیم  نسپرده اند و همچنان باغی و عاصی عرصه ترسیم اندیشه های خویش را دارند  فرشید ملکی از این آدمهاست که اطاعت هیچ نمی کند و گرانمایه متاع وجود را به پای سفله نمی ریزد  سالهاست که کارهایش را دنبال می کنم و هر بار حرفی تازه دارد با واژگان خودساخته اش  ملکی در کارهای اخیرش دنیایی را تصویر می کند که از چند زاویه قابل دیدار است رجوع او به فرمهای پیشینش ثبت واسرار به دنیای درونش است او فرمهایش را به خوبی می شناسد وبه راحتی تبدیلشان می کند به هر آنچه می خواهد  ملکی انگار نگاهی کوبیستی دارد ودر آن واحد چندین نمایش همزمان دارد از انسان واره هایش و همه موجوداتی که می شناسد ملکی افراد اچتماعش را می شناسد و دستمایه کارش همانهایی هستند که می شناسد مهر وعطوفت در کار او موج می زند و هراسش را از نابودی ویژگی های انسانی  نمایش می دهد و گاه طنزی نیز در کارش نمایان می شود که بسیار ظریف است وپنهان که لابلای خطوط خشک وخشن پنهان میشوند واین نیز از توانایی روح اوست واحاطه اش به تصویر که علیرغم تیز بودن خطوط  انعطافی عاشقانه بر کارش حاکم است ودلنشینش می کند لایه های پنهان ودرهم تنیدنهای هوشمندانه کارهایش را رمز آلود می کند ومداقه ای عمیق می خواهد برای رمز گشایی آثارش آنچه مسلم است و در کارها پیداست  تغزل و عاشقانه بودن  است و رضایتی که خالق آثار را به وجد می آورد و بیننده را شریک می کند  .

با دیدن کارهای استاد ملکی یاد این بیت از شعر حافظ افتادم:

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود                زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:4  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

نمایشگاه گروهی استادان دانشگاه هنر و جمعی از دوستان وشاگردانش در گالری طراحان آزاد بر پاست شما را به دیدن این آثار دعوت می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:49  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

خودروی سمند به عنوان خودروی ملی اعلام شده است اما لازم به ذکر است که سمند در واژه نامه به نام اسب تند رو است و آرم آن ظاهرا یک اسب اما مدتهاست که این موضوع ذهن مرا مشغول کرده است چرا که می دانم جمجمه اسب و همه حیوانات گیاه خوار چگونه است اصولا جمجمه گیاه خواران اینگونه است که به دلیل گیاهخواریشان اینگونه است که دندان های فک پایین کار آمدند و تمام اتکای این حیوانات بر فک زیرین است ودرندگان را اتکا بر فک بالا پس فک بالایشان پیش است حال بنگرید به این آرم و بگویید که فک بالا پیش است یا فک زیرین این نتیچه چه چیزیست؟ای آرم خلاصه خرس است یا اسب؟کدام اسب جمجمه اش اینگونه کوتاه است؟منظور پوزه اسب است بنابر این خلاصه یک اسب رال دیدن به عزیزان سفارش می دهم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 22:3  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

امروز هشتم مارس است روز جهانی زن مبنای این نامگذاری را نمی دام یا نمی خواهم که بدانم اما باور دارم که روز جهانی برای زن کمترین بها به زن است  چرا که خودم به عنوان فرزند یک زن ظلمی را که به مادرم وخاله ام رفته است دیده ام خواهرم نیز به همین صورت من و خواهرم شاگرد اول ودوم بودیم واو به دلیل زن بودن محروم شد اگر چه بسیار با هوش بود من دو دایی دارم که  اهل هنردرایران آنها را می شناسند ولی خاله ومادرم را که هوشمندند کسی نشناخته ونمیشاسد  مادرم بسیار با هوش بود وعلم درمان را سینه به سینه می دانست و مردم زادگاهم گواهند خاله ام سر آمد است وهنرمند اما دایی هایم مهم ترند چون پسر بودندهمه آنها که با هنر سرو کار دارند به نوعی دایی مرا می شناسند بیش از 90 کتاب در باره آموزش هنر ترجمه کرده است ولی واقعیت این است که خاله ام ومادرم کم از او نداشته اند و خلاق هم بودند وهستند خاله ام خیاطی می کرد مادرم نیز خاله ام کتاب می خواند مادرم نتوانست لیک مادرم فیلسوف بود ودر عمل  ثابت می کرد من تخیل را از مادرم وام دارم و دیدن را از خاله ام خاله ام دید تخصصی داشت ومادرم دنیا را حول محور محبت می دید .خواهرم کتاب می خواند و می آموزد  وبه من یاد می دهد بارها به من یاد آ.وری کرده است که ما کار خودمان را میکنیم دیگران هم کار خودشان را .ما مقهور شرایط هستیم.من خدا را در درون مادرم دیدم رحمان ورحیم ونمی پسندم که جنس دوم نام بگیرد هر چند که دایی هایم هم هرگز پای از دایره انسان بیرون ننهادند و زیستشان مرهون انسانی است که مادر نام دارد پس در هر زمان مادر را و زن را می ستایم وباور دارم که ما مردان دایره وجود زنان را تنگتر وتنگتر کرده ایم  وبه دلیل خودخواهی توانمندی هایشان را ندیدیم البته اینجا لازم می دانم از پدرم نیز قدردانی کنم که مادرم را به خاطر شعورش برگزید در حالی که هفت سال از او کوچکتر بود  .روز زن مبارک باد و امید به اینکه زن جایگا ه ارزشمندش را در یابد و به مدد اندیشه اش مرتبه اش را  بدو وا گذارند.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 22:23  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 

 

 


نمایشگاه نقاشی های جمشید حقیقت شناس در گالری نار برپاست. حقیقت شناس در آثار جدیدش رویکردی داستان گونه دارد و وامدار مجموعه عناصری است که ریشه در آثار کهن و نو دارند.
برخورد تکنیکی و اجرای دقیق حقیقت شناس، شیرینی و طراوتی خاص به اثر بخشیده است. نگرش و عناصر کودکانه‌ای که در این آثار جای گرفته‌اند، در تناقضی عقل مدارانه، ساختمند و ارگانیک، جنبه فانتزی آن‌ها را بالا برده است. این ویژگی جذاب، بیننده را به مداقه بیشتر روی آثار دعوت می‌کند و او را وا می‌دارد که تا مدتی مدید به درون تابلو برود و البته سرخوشانه از آن بیرون بیاید.
حقیقت شناس قاعده های قدیمی را به هم ریخته و به عبارتی برخوردی پست مدرن دارد. این به گمان من اجازه می دهد هر چه دل تنگش می‌خواهد بگوید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:14  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

فصلنامه تخصصی خط خطی ویژه تصویر سازی -کاریکاتور وانیمیشن به دنیای مطبوعات وارد شد صاحب امتیاز این فصلنامه کیارش زندی است که خود جزو کاریکارتوریستها وانیماتورهای موفق است او تا کنون به موفقیتهای جالب توجه دست پیدا کرده است .

تولد این فصلنامه را به جامعه هنری فرخنده باد می گوییم وبرای تمام کسانی که در طبع ونشر این فصلنامه سهیم هستند آرزوی بهروزی وکامیابی داریم امید که که مانا باد وبردوام

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 9:41  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

ابوالفضل بيتويي را از ايران مي شناختم وكارهايش را در گالري هور ديده بودم دوست خوبم محمود ايماني اين امكان را فراهم كرد كه در پاريس ديداري داشته باشم با بيتويي از همينجا از اين دوست خوبم محمود ايماني سپاس گزارم كه در نهايت مهرباني  وقتش را به من مي داد واز خلوص و صداقتش  ممنونم.

بايد عرض كنم كه بيتويي چاپگر توانمندي است كه سالهاست جلاي وطن كرده اما فضاي كارش ياد آور ايران است و تمام خاطرات مشترك بيتويي انساني فرهيخته وانديشمند است وبي ادعا كار مي كند بيتويي شيوه كارش حكاكي مستقيم است و تا به حال جوايز مختلفي را دريافت كرده است شما را به ديدن چند اثر از ايشان دعوت مي كنم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:3  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 
پاییز که می آید
برگ ها باور نمی کنند
که پایان کار می رسد از راه
بعد رنگ می بازند
و زیباتر می شوند
و هر روز به رنگی
و باز هم باور نمی کنند
تا آن که می پژمرند
و بعد می افتند
دیگر باور را ضرورتی نیست
(احمد جلیلی)
آخرین روزهای پاییز گذشته از پنجره ی راهروی شرقی بیمارستان پارس، پیچک زیبایی زیباتر می شد بر دیوار رو به رو. هر روز به رنگی و باور نمی کرد مرگش را؛ و کنار من دوستم - دوستمان - بعد از ظهر ها از اتاق دلگیرش بیرون می آمد و لحظات کوتاهی از پشت شیشه ی پنجره ، زیبایی رنگ های پیچک را تماشا می کرد؛ نقاش بود و مفتون رنگ ها. آیا او باور می کرد؟
حالا دیگر باور را ضرورتی نیست...
حدیث رفتن دوستمان - ایرج زند - حدیث پیچک بود.
روز بیست و سوم آذر ، آخرین روز؛ در انتهای راهروی غربی جمع بودیم. درست در جهت مقابل. دیگر نرفتم تا پایان کار برگ های پیچک را ببینم ؛ از پنجره ی غربی طبقه ی سوم بیمارستان پارس این بار، سنگ فرش سیمانی ساختمان سامان را می دیدم؛ سرد بود و خاکستری. جدولی که با گچ سفید روی آن کشیده شده بود ، انگار قبرهایی کنار هم بودند.
ابراهیم جعفری نگاهی به پایین انداخت، در دفتر یادداشتم بی هیچ کلامی نوشت:
«من اینم که هستم همینم؛ در این صف که می بینی عاشق ترینم»
ایرج در اتاق پهلویی در بستر مرگش آرمیده بود. ساعت دوازده بود.
 
آزیتا شرف جهان
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 12:51  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

یک سال است که ایرج زند را در هیچ جا نمی بینی ودر همه جا می بینی.ایرج زند انسان زیست و انسان مرد .هفته گذشته استاد ذابحی واین هفته نازیلا سمیعی نمایشگاهشان را به او تقدیم کرده اندیادش گرامی روحش روان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:25  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

به قبرستان گذر كردم كم وبيش                   بديدم قبر دولتمند ودرويش

نه درويش بي كفن در خاك خفته                نه دولتمند برده از كفن بيش

گورستان پرلاشز موزه اي ديدني است يك روز تمام وقتم را صرف ديدنش كردم با اين حال قبر خيلي ها را پيدا نكردم .ممكن است بپرسيد چرا سفر نامه را با گورستان آغاز كردم

؟در واقع خواستم از اهميت زيبايي وزيبايي شناسي ياد كرده باشم واهميت آن را در بين فرانسوي ها گوشزد كرده باشم تا بينندگان گرامي بدانند كه در كشوري كه براي گورستانش اينگونه مجسمه مي سازد براي زندگانش چه تنديسهايي  را به نمايش مي گذارد؟در فرصتهاي آتي شما را با ديگر زيبايي هاي پاريس آشنا مي كنم در حد توان اينترنت دايال آپ پيشاپيش مرا ببخشيد كه مهمان مردگان شديد .تا جايي كه شنيده ام روز يكم نوامبر در ژاريس روز درگذشتگان است وگروه هاي گوناگون موسيق با لباسها ي ويژه در سطح شهر به اجراي برنامه مي پردازند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 3:10  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 با پوزش از دوستاني كه در اين مدت سر زدند و دست خالي برگشتند پس از دو ماه ننوشتن سفر نامه پاريس را با عكسي از سنگ مزار صادق هدايت در گورستان پرلاشز  آغاز مي كنم  .                                                      Click to show it on original size!                                                                                            

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:17  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin



Click to show it on original size!

وسایل ارتباطی جدید به خار مغیلان اجازه سرزنش نمی دهند. ما ساعت 11 و03 دقیقه صبح سوار هواپیما شدیم و ساعت 2 و 30 دقیقه در فرودگاه جده بودیم. فرودگاه جده سایبان های مدرنی داشت به شکل چتر ، که با نیروی برق باز و بسته می شدند. سیستم تهویه هم داشت. مسیر جده تا مدینه 400 کیلومتر بود که با اتوبوس طی می شد و در طول مسیر بیابان بود و بیابان بود و بیابان. ساعت 9 شب به مدینه رسیدیم و اولین مسجد صدر اسلام یعنی مسجد قبا را دیدیم. پس از آن گلدسته های مسجدالنبی را. در هتل "قصرالخیام" ساکن شدیم. اتاق 916 .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:0  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

ماهم این هفته شد از شهر و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شیوه گری هر مژه اش قتالیست
نخواهم نوشت مدتی ونخواهم بود مدتی وشاید دیگر هرگز .نمیدانم نمیدانم نمی دانم شاید نباشم .وننویسم
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 1:49  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

"پشت آن تپه برفی " برنده بهترین فیلم جشنواره ایتالیا شد.در باره فیلم وکارگردان در پستهای قبلی نوشته ام
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 9:50  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

دنیای مجازی نه دنیای رسانه است نه دنیای اطلاعات که دنیای اخبار است وحوادث ومرا نیازی به این دنیا نیست دنیای دروغ و ریا ونیرنگ وفریب بارها در یافته ام که در این دنیا آنچه مهم نیست دانش است ودانستن اگر چه شخصا بسیار بهایش را داده ام چه مالی چه روحی اما دیگر حاضر نیستم تکرار کنم مگر به قصد خندیدن وخنداندن که کمترین بهایش همین باشد .دیروزها یا شاید پریروزها و شاید پیش از اینها پستی داشتم با عنوان وبگردی در دنیای اینترنت وبسیار دیدم از دوستان دور یا نزدیک که مبارکبادی گفته بودند بابت مطلبی که نخوانده بودند واز سر ناچار  نگاشته بودند که مبارک باشد و تولد هانا را تبریک گفته بودند  هانایی که هرگز نمی شناسمش و نشناختم اما خواندن خط نخست کفایت می کرد که این مبارک باد را بگویند که مبادا من دلگیر شوم اما ای کاش می خواندند و می دیدند ومی فهمیدند که چرا می نویسم اما کسی ندانست باز دید های من در این روزها به دلیل مطلبی سخیف که چیزی نیست مگر هزلی ناچیز بسیار بیننده داشته است ومن نادیده می گیرم چنانکه بیش از این گرفته ام مردم به دنبال اطلاعات نیستند ومن مدعی مطلع بودن نیستم تنها ادای یک بیننده را دارم که در گیری اش با حوادث است و من نمی دانم در کدام دسته هستم کهنه یا نو نو یا کهنه ؟اما چنان خوشایندم نبود این نوع دیدن دیدن در دامنه ای از شک وشکست در شکیبایی شبهای شرف وشادی در درمانده ترین روز زمان سیب بودن در کنام کبوترهای ساز زن زمینی  زنجره زن زنگوله دار  که کارش جز به جریره ای از جریان جاری جوراب و جوانی وجوال نمی رسد مگر به داعیه ای از اذعان وامکان که تمکین مسکنت است ودریوزه ی زینت وزنانش شیشه به دست ودل به دوش دورانش دارند وغنج است بر دل و یاو است در زبان و ژاژ است در دهان پس آن به که دو دیده بر گشاده شود وشرم وشماتت شیره شهوت را شکننده سیراب کند تا مگر گرد بنی بال بتکاند که هان حنجره بیارایید و پنجره بگشایید که سنجری خنجری آخته تا تلنگری برپیکری بر آورد که کبوتری به سایه خفته خمیازه اش را به خمپاره ای بپراکند .در نهایت از دوستان همخوان خواهشمندم نیک بخوانند ونیک بنگرند که من کلمات را مثله می کنم پس بدانید وآگاه باشید که کلاهتان اینجاست پس معرکه وجایش امن است  نگران نباشید سه سوته سرتان می رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:7  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

چهل و نهمین شب از شب‌های مجله بخارا به بررسی و تحلیل ادبیات ارمنی اختصاص یافته است.

این مراسم ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه 24 تیرماه در خانه‌ی هنرمندان برگزار می‌شود.

پیشینیه تاریخی ارمنیان گواه این واقعیت است که خط و زبان جایگاه والایی در فرهنگ آنها داشته و دارد. آثار ادبی که به قلم نویسندگان و شاعران ارمنی نوشته شده حکایت از ادبیات غنی مستقل نزد ارمنیان دارد.

در«شب ادبیات ارمنی» میشاهایراپتیان، صفدر تقی زاده، علی دهباشی، آزاد ماتیان، روبرت مارکاریان و خاچیک خاچر درباره زمینه‌های شعر و ادبیات ارمنی سخنرانی خواهند کرد.

ژاله صادقیان و ساموئل خدادادیان سروده‌های شاعران ارمنی را دکلمه می‌کنند و نیما فرهمند آثاری از آرام خاچاطوریان را با پیانو اجرا می‌کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:52  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

گالری ممیز خانه هنرمندان این هفته پذیرای نقاشی های  خانمها:ناهید ضامنی _مهرین مختاری_شیرین درودیان وسوسن مبشر بود .در آثار این چهار نقاش حضور طبیعت را می توان دید طبیعتی که از فیلتر ذهن هنر مند گذشته و به شکلی تازه تر نمایان شده است  در کارهای مهرین مختاری زمین و آسمان در هم ادغام شده اند وهمه چیز به هم پیوسته است وحالتی رویا گونه دارد اما نقاشی های ناهید ضامنی جزئ نگر تر است و انگاری بر گلها نظر بیشتری دارد نقاشیهایش کمی مرا به یاد اوکیف انداخت اما با بیانی متفاوت وضربه قلم های راحتتر .نقاشی های شیرین دودیان شکلی از طبیعت است که با ادمهای نگارگری در هم آمیخته اند وترکیبی خوشایند دارند و خانم سوسن مبشر بیشتر از طبیعت بیجان استفاده کرده و نقاشی هایش پیچیدگی بیشتری دارد.

نقاشی ها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 15:34  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 

 

    چهل و ششمين شب از شب هاي مجله بخارا به تحليل زندگي و آثار سينماگر آلماني اختصاص يافته است . «  فاسبيندر »  كارگردان آلماني كه تأثير بسياري در عالم سينما از خود به جاي گذاشته  در ايران كمتر شناخته شده است  . سهراب شهيد ثالث در ايران از زمره سينماگراني است كه از مكتب فاسبيندر بسيار آموخته است .

 فاسبيندر جمعاٌ چهل و چهار فيلم و نمايشنامه را كارگرداني كرده و موضوع كارهايش  « انسان ـ محوري » است . سوزان سانتاگ در مورد فاسبيندر مي گويد « آدم هاي فيلم هاي فاسبيندر يكي هستند : آدم هاي خرده پا ، كارگرهاي سرخورده ، زن هاي خانه دار     افسرده و ... » .  در شب « فاسبيندر » كه در عصر پنج شنبه 31 خرداد ماه در خانه هنرمندان برگزار مي شود محمود حسيني زاد درباره زندگي سينمايي فاسبيندر ، زاون قوكاسيان در مورد فيلم مارتا و سعيد فيروزآبادي درباره نمايشنامه هاي فاسبيندر سخنراني مي كنند. همچنين فيلم مستندي از زندگي فاسبيندر و قطعاتي از آثار او به نمايش درمي آيد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 6:32  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

گزارش تصویری از خانه هنرمندان .گزارش کامل را در تادانه ببینید

Click to show it on original size!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 1:8  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب ابن عربي

 به مناسبت انتشار كتاب « فصوص الحكم » به تصحيح محمد علي موحد ، مجله بخارا با همكاري خانه فلسفه تهران شب « ابن عربي » را سه شنبه هشتم خرداد ساعت 5 بعد از ظهر در خانه هنرمندان ايران برگزار مي كند. در اين نشست دكتر محمد علي موحد ، دكتر مصطفي ملكيان و دكتر نصرالله پورجوادي درباره ي ابعاد عرفاني و فلسفي اين عربي و كتاب « فصوص الحكم » سخنراني خواهند كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 1:52  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب دكتر امير هوشنگ كاوسي  

 

مجله بخارا با همكاري انجمن دوستي ايران و فرانسه شب دكتر امير هوشنگ كاوسي را دوشنبه هفتم خرداد ماه در خانه هنرمندان ايران ساعت 5 بعد از ظهر برگزار مي كند.

   دكتر كاوسي كه فارغ التحصيل انستيتوي مطالعات سينمايي ( ايدك ) از فرانسه است دكتراي ادبيات خود را نيز از دانشكده ادبيات سوربن دريافت كرده و از زمره اولين نويسندگان ايراني است كه ادبيات سينمايي را در زبان فارسي رواج داد. سال ها تدريس و تاليف و ترجمه صد ها مقاله و كتاب هاي متعدد حاصل عمري است كه دكتر كاوسي در معرفي سينماي ايران و جهان صرف كرده است .

    در شب دكتر امير هوشنگ كاوسي كه با حضور سفير فرانسه در ايران برگزار مي شود ، دكتر احسان نراقي ، دكتر سهراب فتوحي ، دكتر اميد روحاني ، جمشيد ارجمند ، هوشنگ گلمكاني و حميد رضا صدر درباره زمينه هاي پژوهشي و مطالعاتي دكتر كاوسي سخنراني خواهند كرد و همچنين فيلم مستندي درباره زندگي وي به نمايش درخواهد آمد.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 12:41  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

متولد ۱۳۲۰ كرمانشاه
ليسانس نقاشي از دانشكده هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران ۱۳۴۶ 
  فوق ليسانس نقاشي از دانشگاه سيتي كالج آف نيويورك سيتي آمريكا ۱۹۷۴
همكاري با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان 1348 ـ ۱۳۴۲
برنده جايزه از فستيوال بلونيا در ايتاليا به خاطر تصوير‌سازي كتاب گل بلور خورشيد
وي قرار است روز جمعه 28 ارديبهشت ساعت 18 در مورد اردشير محصص سخنراني كند .
آدرس گالري هما : خ وليعصر ،‌بالاتر از تقاطع نيايش ،‌كوچه رحيمي (چهرازي) ،‌پلاك 27 (طبقه زير همكف)
تلفن : 22055629

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 22:31  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

مینا نوری استاد چاپ دستی من بود در دانشگاه هنر آنچه از او آموختم نظم بود وانظباط استاد مینا نوری دقیق بود و موشکاف وشاگردان زیادی را تربیت کرد وآموزشهایش همیشه کارگر بود وپاسداشت واحترام به آموزگاریش هزار بار ستودنی است معلمی جدی دلسوز ومهربان که زنده نبود مگر به عشق ومن به عنوان یک شاگرد همیشه وامدار او هستم به پاس این نمایشگاه مراتب ارادت خود را اعلام می دارم که بسیار آموختم از ایشان.

Click to show it on original size!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:16  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

نقاشیهای فریده لاشایی-مهدی حسینی –محمد علی ترقی جاه ومهدی سحابی از روز جمعه 7 اردیبهشت در گالری دی به روی دیوار رفت.فریده لاشایی با سه اثر تازه همانند همیشه نقاشانه به خلق اثر پرداخته است

مهمترین ویژگی نقاشی فریده لاشایی غلیان احساس ناب نقاشانه اوست در بر خورد با اشیاء او به خوبی از عهده کنش های فیزیکی وروح سر کش قلم بر آمده است ودر این همامیزی کنترل او به طرزی شگفت مهار

ذهن سرکش را به چنگ می گیرد که انگاری رعدی وبرقی بوده است ورفته است واثرش را بر بوم گذارده است  لاشایی به مانند موج سواری است که به خوبی از نیروی باد وانرزی آب بهره می برد وچنان پشتک وارویش در دل موج ماهرانه است که بیننده را متحیر می کند به گونه ای که گمان براین است که خطا بر قلم نرفته است واز ابندا همه ی عناصر چنانکه بایسته است وشایسته بر سر جایشان نشسته اند وهمچنان هویت

قراردادیشان برای بیننده محفوظ است که گلدانش بنامد یا طییعتی چینی ماب که خلق اثر را مایه مداقه واحاله در آن می دانند این روح سرکش در عین حال از صمیمیتی شاعرانه مایه میگیرد که باب تفالش عام است وادراک آن خاص واین میسر نیست مگر از زیستنی شاعرانه در محضر تصویر.

مهدی حسینی نقاش عقل گرای ریاضی سنجی است که در ذهنش هر گز دو دو تا را فراموش نمی کند ودر دایره این اندیشه گرداگرد خویش می چرخد وکارش را خوب بلد است واجرای فنی وتکنیکی او به کارش استحکامی میدهد که شاکله اجزاعش را بنیادی می بخشد که انکار آن ناممکن است ولاجرم قابل قبول حتا اگر بنایش بر سلیقه نباشد مهدی حسینی این منطق گرایی را در روح وروانش دارد سخت وغیر قابل نفوذ خشک ورسمی  وساختارمند حتیا در رفتار واین شاید تاثیر جامعه امریکایی باشد که همه چیز را بر مدار  دایره می بینند وخروج از آن متباین با شخصیت اچتماعی می دانند وشاید دلیل لا یتغییر رنگها ونگاه حسینی حاصل همان تفکر باشد که اسلاف او در دهه70به آن سیاق رقم میزدند وپرده های کرکره ای را می تگاشتند که روابط خشک وخشن آمریکایی را نمایش بدهند وگاه به عنوان رویکردی زیبایی شناسانه تداوم می یافت.

اما محمد علی ترقی جاه را با اسب وخروسهای موروثی دیدیم که کماکان چون چنانکه بود باز نمود داشت واین تنها مهر هنر مند است که گواه بر بودن است ولا غیر وگر نه نسخه پیجیده شده است وملت فوت آبند اما چه کند هنر مند که نگاه داشتن جا مهمتر از داشتن مکان است وهر چه بیشتر می جوید کمتر می یابد اینگونه است که در این روزگار طلبکار مهر مایه اعتبار است پس آن به که در نگاهداشت این نشانه بیشتر وبیشتر تن به تیر سپردن.

مهدی سحابی با کولاژ های برجسته اش که ماحصل گذشته بود حضور یافته بود ودر عین سادگی دل انگیز بود وشادیبخش شاید این ویژگی به گونه ای مربوط به طنز پنهان اوست که این بار به ظهور رسیده است وعلی رغم آرکائیک بودنشان چیزی از خنده را با خود به دوش می بردند که نگاه سحابی مترجم توانای میهنمان را را ستودنی می کردند.

Click to show it on original size!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:35  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

فرشید ملکی از نقاشان قدیمی و با سابقه است او دانش آموخته دانشکده هنرهای تزیینی است که تحصیلاتش را در انگلستان به پایان رسانده است وسالهاست که عضو هیئت علمی دانشگاه هنر است ودر طی این سالها شاگردان زیادی را آموزش داده است استاد فرشید ملکی سابقه اش در نقاشی دیرین است واولین نمایشگاهش را در تالار قندریز بر پا می کند درک درست او از هنر از او ادمی مجرد می سازد که روح شاعرانه دارد تا جایی که من به یاد دارم ودیده ام فرشید ملکی هرگز در پی تکرار نبوده است ذهن پویا واندیشه خاص او همیشه او را در زمره نقاشان پیشرو معرفی کرده است نمایشگاه اخیر او علی رغم شباهتش به کارهایی که در گالری طراحان به نمایش گذاشت دستخوش تغییراتی شده است که قابل تامل است وجسارت وسانسور ناشدگی اش را هویدا می بینیم ملکی در پی ایجاد فضای منحصر به فرد شاعرانه ای است که واژگان خویش را داراست نحوه بر خورد او با خط در عین آزادی وراحتی در عمل گویا مطابق با یک منشائ ریاضی است که وابسته به دانش اوست که اینگونه بی مهابا ظاهر می شود وجسورانه به پیش می تازد ودر عین حال خطوطی سرکش ورام هستند فرمها وعناصر او منحصر به فرد هستند ووامدار احدی نیستند مگر ذهن بی آلایش فزشید ملکی که در همجواری با هم فضایی معلق می سازند بین بودن ونابودن ولی باور مدار که انکار هیچ منکری را گردن به نواله نمی نهد ملکی بی شک نقاش است ونه نقاشی که جرات تغییر خود را در خود نمی بیند بلکه هر بار قانون درون خود را نیز نقض می نماید ودست به ابداعی تازه میزند که ممکن است بیننده آن را بر نتابد اما ملکی پاسخگوی نیاز خویش است وچشمش به دهان ستاینده نیست چرا که خود نیک می داند که در کجای ثقل هستی است وهدفش را می شناسد وبا تمام وجود راه می کوبد و به فرا رو می نگرد .این نمایشگاه تا 12 اردی بهشت در گالری هفت ثمر بر پاست.

Click to show it on original size!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:58  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب فرانک شفر با سخنرانی علی دهباشی آغاز شد ونادر مشایخی نیز ایراد سخن کردند وجلسه با گفتگو در باره شفر و آثار او به پایان رسید در این فاصله نمونه هایی از کارهای اورا دیدیم برای فرانک شفر اتفاق اصل مهمی است .Click to show it on original size!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 22:4  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب فرانك شفر

 

  

مجله بخارا سي و دومين شب از سلسله » شب هاي بخارا » را با همكاري انجمن موسيقي ايران به فرانك شفر،  فيلم ساز هلندي ،  اختصاص داده است . شفر به همراه مايكل دراير مديربخش فستيوال شرقي آلمان در اين شب شركت مي كند .

    فرانك شفر را بيشتر به عنوان مستند ساز ، كارگردان و تهيه كننده اي مي شناسند  كه اختصاصاٌ  در زمينه موسيقي و هنر فيلم مي سازد. از فيلم هاي فرانك شفر مي توان به چند فيلم بلند او كه در مورد آهنگسازان ساخته اشاره كرد : « آهنگساز امروز مرگ را نمي پذيرد» ، « نت بزرگ » و « هزار توي زمان .  

    از ديگر ساخته هاي شفر مي توان به  « حلقه واگنر » ، « مستند از جان كيج » ، « رهبري گوستاو    مالر » و « ايگور استراوينسكي » اشاره كرد.  

    در » شب فرانك شفر » ، نادر مشايخي درباره ويژگي هاي مستندهاي موسيقيايي اين كارگردان سخنراني خواهد كرد . همچنين مايكل دراير در زمينه مستند سازي سخن مي گويد و مهشيد ميرمعزي متن سخنراني اين دو كارگردان را از زبان آلماني ترجمه مي كند.

   در « شب شفر » برگزيده اي نيز از مستندهاي اين كارگردان به نمايش درخواهد آمد.

   پنج شنبه 6 ارديبهشت ماه ، ساعت 5 بعد از ظهر ، خانه هنرمندان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 2:15  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

راستش نمیدانم من بودم یا او ولی یادم هست که با هم بودی ویاد علی افتادم که حالا در زندان است گفتم نمیدانم یعقوب چه نوشته که گرفتار شده است اما هر چه باشد سنگین تر از تجاوز به ابهای ایران نیست اما ریییس جمهور در یک دیدار اتفاقی در جایی رسمی به این گروگانها بر می خورد و با آنها خوش و بش می کند وتعارفات معمول ومرسوم سیاسی وآنها هم به ولایتشان می روند ودروغ می بافند ودر این سمت نویسنده ای به زندان می رود نمی دانم چرا؟من هم دلم می خواهد بروم ببینم چه خبر است وحضرات انسان دوستی و رحمت را برای که وبرای چه می خواهند من را به زندان ببرید که بتوانم بی دغدغه کتاب بخوانم ومجازاتم کنید که چرا می خوانم وچرا می نویسم .ایها الناس دنیا دارد با سکس هستی را رقم می زند وککش نمی گزد وچنان در انحلال بشر می تازد که مرگ جا می خورد بنابر این به راستی یک نویسنده چه می تواند بنویسد که رکن رکینی را بلرزاند؟
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 21:58  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 3:1  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

نمایشگاه نقاشی و چاپهای دستی ناصر اویسی در گالری هما یاد آور همان کار هایی است که در سالهای قبل از انقلاب دیده بودیم اویسی مدت سی سالی هست که در ینگی دنیا ساکن است اورا نقاش می دانم اگر چه حقوق خوانده است وشاید بتوان او را جزو سر دمداران مکتب بی ریشه سقا خانه دانست که هویتش هرگز ثابت نشد به کار گیری عناصر مرسوم نقاشی در هر دوره ای هرگز نه به معنای نو آوری است ونه به معنای پست مدرنی که امروزه می شناسیم بالا برویم وپایین بیاییم نقاشی های اویسی نقاشی دکوراتیو عام است هیچ گاه دانش تصویری معاصر را در آثارش ندیده ام اگر چه به نوعی پای بند به سنت تصویری بومی است به ظاهر اما این دیدگاه بومی به طرزی اشکار بی حضور است در این آثار چرا که در هنر بومی ما آنچه بیش از هر چیز نمود عینی دارد رابه تنگاتنگ شکل وزمینه است که این نوع نگاه حاکی از بینش شرقی است که برابری خیر وشر را همزمان می بیند در حالی که گسست ماهوی شکل وزمینه در این آثار به صراحت آشکار است وبرای من بیننده زیسته دراین بوم وبر چیزی نیست مگر صورتی ظاهرازآنچه که دیده ام .اما آنچه اویسی را نقاش نگاه می دارد نگاه مستمر اوست به تزیین ودریافت درست ودقیق سلیقه که این بسته به شامه اجتماع است وستودنی است چرا که درک درست اجتماع به نوعی درک دقیق سیاست وفرهنگ حاکم است عمده موضوع آثار اویسی زن واسب است این دو سوژه تکرار مکررات است وهرگز روحی شاعرانه ندارند وتنها به عنوان نگین ممهور نقاشند که به تکثیری  بی دلیل مبدل شده اند دیدن آثار اویسی بیش از آنکه ما را در گیر با مقوله فلسفی خلق اثر بکند مارا دستخوش تحجر تصویری می کند هر چند که معتقد به نقش رسانه ای هنر نیستم (به معنای عام)اما هنر را مهمترین رسانه در ارتقائ بینش بشر می دانم ومتاسفانه در این آثار ندیدم مگر شعری کهن از هزار سده ی حکیم که ایران نبودن را به نظمی ساده شعار حال خویش کرده که امروز در گیر واگیر بشر با خودش وخلقت هجوی بیش نیست که کارکردش جز به محفل خماری خاطر را خمود  می کند بنابر این کنار گود ایستادن وندا دردادن که لنگش کن هیچ نیست مگر خر خر وپف پفی بی ثمر که خواب را بیاشوبد اما اگر به غیر نابی نگاه کنیم آثار اویسی ملاحتی دارد که درنگ می خواهد وشیرین ودلنشین برای فراغت بی دلیل بشر معاصر که کم نیست مخاطبش وما نیز خرسندیم که دیگر بار دیدارمان به دیدار تاریخ تنویر یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 2:53  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب ترجمه

مجله بخارا بيست و نهمين شب از سلسله شب هاي بخارا را به جشن آغاز هفدهمين سال انتشار مجله مترجم اختصاص داده است .
اولين شماره مجله مترجم در بهار 1370 در مشهد انتشار يافت و تا كنون 44 شماره آن منتشر شده است . اين مجله كه به سردبيري دكتر علي خزاعي فر استاد دانشگاه فردوسي منتشر مي شود از بحث هاي انتزاعي درباره ترجمه پرهيز مي كند و به آن دسته مباحث نظري و عملي ترجمه مي پردازد كه در عمل به كار مترجم مي آيد . از اين روست كه مترجم كه با شمارگان 4000 منتشر مي شود در ميان مترجمان و دانشجويان ترجمه علاقمندان بسيار دارد. اساساٌ همكاران مترجم عمدتاٌ مترجمان حرفه اي بوده و هستند . از جمله مرحوم كريم امامي ، عبدالله كوثري ، دكتر مجدالدين كيواني ، حسن لاهوتي و علي صلح جو . مترجم در طي 16 سالي كه از انتشار آن مي گذرد با مترجمان بسيار گفتگو كرده از جمله مرحوم ميرعلايي ، مرحوم محمد قاضي ، كامران فاني ، عزت الله فولادوند ، بهاءالدين خرمشاهي ، فرزانه طاهري و ديگران .
در شب مجله مترجم عبدالله كوثري ، فرزانه فرحزاد ، علي صلح جو ، دكتر خزائي فر درباره مسأله ترجمه در ايران ، جايگاه ترجمه ادبي در ايران و .... سخنراني خواهند كرد . همچنين ميزگردي با حضور سه نسل از مترجمان كشور برگزار خواهد شد.
شب ترجمه ساعت پنج بعد از ظهر پنج شنبه بيست و سوم فروردين ماه در خانه هنرمندن ايران از سوي مجله بخارا برگزار خواهد شد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 1:1  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

مجسمه سازی در ایران هنر ابتر است هنری که به دلایل دینی سالهای سال مطرود بود وگسست اش با اجتماع به چندین قرن می رسد تا چند سال پیش هم این هنر به نوعی از مظاهر بت پرستی شناخته می شد الان جند سالی هست که این رشته شکسته بسته دایر است اما هنرمند وهنر باور خویش را می کاود ومسیر خویش را می روند وبی مهری هارا به جان می خرند این روزها توجهی ویژه به این هنر شده است نمونه اش سمپوزیم بین المللی مجسمه سازی است که در پارک چیتگر تا ۲۱ اسفند ادامه دارد وقرار است این مجسمه ها در شهر نصب شود بلکه فضای مرده را به نوعی حیات ببخشد .مجسمه های کوچک در خانه هنرمندان نمونه های خوبی است در توان عملی واندیشه خلاق جوانان این مرزو بوم کهشکی بهای بیشتری به این هنرمندان داده شود تا نمایش واقعی هنر را از دستانشان شاهد باشیم از نمونه های بسیار موفق اثر محمد حسین عماد بودودیگران نیز کارهای قابل توجهی ارایه کرده بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:49  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب جان کیج موزیسین معترض در خانه هنرمندان بر گزار شد در این مراسم دکتر باقر ضیایی ونادر مشایخی وپیمان سلطانی سخنرانی کردند گزارش کامل را در تادانه بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:2  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

نقاشی های محمد مهدی طبا طبایی وشهریار احمدی در گالری هما روی دیوار رفت محمد مهدی طباطبایی از شاگردان هنرستان منوچهر معتبر است که مو را از ماست می کشد طبا طبایی همدوره ی رضا عابدینی وفریدون فخری جوقان ودیگرانی که من به یاد ندارمشان که بنا به شرایطی آدمها در حاشیه اند طبا طبایی تجربه بسیار دارد وتوانمندی هایش ستودنی است سالهاست که او در کار تصویر گری است وبه حق حق مطلب را ادا کرده است طباطبایی از مایه کم نمی گذارد واعتقادش را به نقاشی در تکنیک وتوان اجرا از یاد نمی برد هر چند گرایش او را به منریسم نمی توان نادیده گرفت اما آنچه کار طبا طبایی را شخصیتی ویژه می بخشد روزمرگی نقاش است چنانکه در این نمایشگاه شاهد هستیم روند زندگی او پیش از تولد هانا او را پرخاشگری میدیدیم که که به خویش تازیانه میزد ودر دوره دوم کارش سونوگرافی نمایانگر نگرانیهای اوست ودوره سوم صورتی هایی که گاه رمانتیک اند و کارهای اخیر که به تعادلی خاکستری گونه مبدل شده اند که حاکی از آرامش وسکون نسبی هنرمند است دستمایه اولیه هنرمند مونالیزاست وسپس انگر وسر آخر عروسکی که آش ولاش کودگش را شاد می کند .اما شهریار احمدی که دانش آموخته کارشناسی ارشد نقاشی دانشگاه هنر است وبرگزیده نقاشی جهان اسلام در سال 85 است احمدی دانش دارد وای کاش دانشش در نقاشی مخفی بود احاطه او به فلسفه ی امروز ونگاههای فلسفی از او نقاشی پیر بر آورده هر چند که شهریاراحمدی نقاش خود را می شناسد و واقف است به اتفاقی که می افتد اما دلواپسی من از این است که روزی دریابد که بندی بند ودام هنر بوده که جبران مافاتش مشکل باشد اما نیک می دانم که او پرورده مولوی است ونقاشی اش شیرین است ودلفریب وخلوتی را که دلخواه توست نمایش می دهد ودنیایی از انتزاع را به روی بیننده باز می کند تا تو در دامنه اش به دنیایی از از اسرار بروی وخود را بیابی اما نادیدن این سهل الوصولی گاه مشکل می افریند .چرا که نباید نادیده گرفت که دنیای امروز دنیای کسب وکار است وتجارت وهنر در مرحله چندم است واثر هنری امروز چیزی نیست مگر کیسه ای پول که آویخته به دیوار است جرا که باور واعتقاد دیگر در زندگی مردم جایی ندارد.

مجتبی طباطبایی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 1:23  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 سلف پرتره در تاریخ نقاشی خصوصا بعد از رنسانس جایگاهی ویژه دارد ونقاشان به

نام از این دوره به بعد به نوعی خود را در قاب تصویر جا داده انداز جمله رامبراند که

حدود ۷۰ پرتره از خودش کشیده است .خان