+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 19:27 توسط رضا هدایت
|
پاییز که می آید
برگ ها باور نمی کنند
که پایان کار می رسد از راه
بعد رنگ می بازند
و زیباتر می شوند
و هر روز به رنگی
و باز هم باور نمی کنند
تا آن که می پژمرند
و بعد می افتند
دیگر باور را ضرورتی نیست
(احمد جلیلی)
آخرین روزهای پاییز گذشته از پنجره ی راهروی شرقی بیمارستان پارس، پیچک زیبایی زیباتر می شد بر دیوار رو به رو. هر روز به رنگی و باور نمی کرد مرگش را؛ و کنار من دوستم - دوستمان - بعد از ظهر ها از اتاق دلگیرش بیرون می آمد و لحظات کوتاهی از پشت شیشه ی پنجره ، زیبایی رنگ های پیچک را تماشا می کرد؛ نقاش بود و مفتون رنگ ها. آیا او باور می کرد؟
حالا دیگر باور را ضرورتی نیست...
حدیث رفتن دوستمان - ایرج زند - حدیث پیچک بود.
روز بیست و سوم آذر ، آخرین روز؛ در انتهای راهروی غربی جمع بودیم. درست در جهت مقابل. دیگر نرفتم تا پایان کار برگ های پیچک را ببینم ؛ از پنجره ی غربی طبقه ی سوم بیمارستان پارس این بار، سنگ فرش سیمانی ساختمان سامان را می دیدم؛ سرد بود و خاکستری. جدولی که با گچ سفید روی آن کشیده شده بود ، انگار قبرهایی کنار هم بودند.
ابراهیم جعفری نگاهی به پایین انداخت، در دفتر یادداشتم بی هیچ کلامی نوشت:
«من اینم که هستم همینم؛ در این صف که می بینی عاشق ترینم»
ایرج در اتاق پهلویی در بستر مرگش آرمیده بود. ساعت دوازده بود.
آزیتا شرف جهان
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 12:51 توسط رضا هدایت
|
یک سال است که ایرج زند را در هیچ جا نمی بینی ودر همه جا می بینی.ایرج زند انسان زیست و انسان مرد .هفته گذشته استاد ذابحی واین هفته نازیلا سمیعی نمایشگاهشان را به او تقدیم کرده اندیادش گرامی روحش روان

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:25 توسط رضا هدایت
|
نمايشگاه نقاشي نازيلا سميعي گالري افرند برپاست حتما ببينيد تخييل سميعي قابل تقدير است



+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:11 توسط رضا هدایت
|
در پاريس ديداري داشتم با رضا يحيايي كه از هنرمندان خوب كشورمان است كه ساكن پاريس است يحيايي تحصيلات خود را در رشته نقاشي در ايتاليا به پايان رساند او كه از اهالي خون گرم بابل است با آغوش باز پذيراي ما شد وبا او در روستاي ژيورني به ديدن موزه كلود مونه رفتيم وحظ بصر برديم .رضا يحيايي همه فن حريف است هم نقاشي مي كند هم مجسمه سازي وهم شيشه گري وخانه اش در روستاي ژيورني ديدني است او تمام خاطرلت كودكي خود را با اشيائ پيرامونش حفظ كرده است رضا يحيايي از دست ژاك شيراك نشان افتخار گرفته است و وجودش را در پاريس مايه افتخار دانسته اند .كارهاي او را در پاريس بر روي كارت تلفن و كارت مترو چاپ كرده اند واز آن تمبر ساخته اند.يحيايي مردي مهربان وخون گرم است كه هنوز با لهجه شيرين بابلي حرف مي زند واز مهمان نوازي چيزي براي ما كم نگذاشت.تصاويري كه مي بينيد از خانه او وموزه كلود مونه است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:28 توسط رضا هدایت
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 10:22 توسط رضا هدایت
|