تبليغاتX
رضا هدایت
نقاشی ها و داستان ها و یادداشت ها

جايزه بهترين فيلم مستند هنري يازدهمين دوره جشنواره بين‌المللي پارنو به "پشت آن تپه برفي" ساخته‌ي "رامتين لوافي" تعلق گرفت. رامتین لوافی دانش آموخته دانشکده صدا وسیما در رشته فیلمسازی است . در این فیلم  زندگی  راز آلود زنی تنها در یکی از روستاهای کردستان به تصویر کشیده شده است حیات این روستا با مرگ این زن به پایان میرسد وخاک مرگ بر رویش پاشیده می شود .

 اين جشنواره از يازدهم جولاي (20 تير) در استوني آغاز به كار كرد و به مدت هشت روز به پخش فيلم‌هاي متنوعي از كشورهاي مختلف پرداخت.

لوافي پيش از اين جوايز متعددي از جشنواره‌هاي مختلف بين‌المللي با آثاري همچون هدرسه، يك دو سه چهار، باد در خاموشي خاك و .... گرفته است.

CMI پخش بين‌المللي اين فيلم را عهده‌دار است.

عکاسی وعنوان بندی این فیلم را علی باقری برعهده داشت

 

Click to show it on original size!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 10:16  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

دنیای مجازی نه دنیای رسانه است نه دنیای اطلاعات که دنیای اخبار است وحوادث ومرا نیازی به این دنیا نیست دنیای دروغ و ریا ونیرنگ وفریب بارها در یافته ام که در این دنیا آنچه مهم نیست دانش است ودانستن اگر چه شخصا بسیار بهایش را داده ام چه مالی چه روحی اما دیگر حاضر نیستم تکرار کنم مگر به قصد خندیدن وخنداندن که کمترین بهایش همین باشد .دیروزها یا شاید پریروزها و شاید پیش از اینها پستی داشتم با عنوان وبگردی در دنیای اینترنت وبسیار دیدم از دوستان دور یا نزدیک که مبارکبادی گفته بودند بابت مطلبی که نخوانده بودند واز سر ناچار  نگاشته بودند که مبارک باشد و تولد هانا را تبریک گفته بودند  هانایی که هرگز نمی شناسمش و نشناختم اما خواندن خط نخست کفایت می کرد که این مبارک باد را بگویند که مبادا من دلگیر شوم اما ای کاش می خواندند و می دیدند ومی فهمیدند که چرا می نویسم اما کسی ندانست باز دید های من در این روزها به دلیل مطلبی سخیف که چیزی نیست مگر هزلی ناچیز بسیار بیننده داشته است ومن نادیده می گیرم چنانکه بیش از این گرفته ام مردم به دنبال اطلاعات نیستند ومن مدعی مطلع بودن نیستم تنها ادای یک بیننده را دارم که در گیری اش با حوادث است و من نمی دانم در کدام دسته هستم کهنه یا نو نو یا کهنه ؟اما چنان خوشایندم نبود این نوع دیدن دیدن در دامنه ای از شک وشکست در شکیبایی شبهای شرف وشادی در درمانده ترین روز زمان سیب بودن در کنام کبوترهای ساز زن زمینی  زنجره زن زنگوله دار  که کارش جز به جریره ای از جریان جاری جوراب و جوانی وجوال نمی رسد مگر به داعیه ای از اذعان وامکان که تمکین مسکنت است ودریوزه ی زینت وزنانش شیشه به دست ودل به دوش دورانش دارند وغنج است بر دل و یاو است در زبان و ژاژ است در دهان پس آن به که دو دیده بر گشاده شود وشرم وشماتت شیره شهوت را شکننده سیراب کند تا مگر گرد بنی بال بتکاند که هان حنجره بیارایید و پنجره بگشایید که سنجری خنجری آخته تا تلنگری برپیکری بر آورد که کبوتری به سایه خفته خمیازه اش را به خمپاره ای بپراکند .در نهایت از دوستان همخوان خواهشمندم نیک بخوانند ونیک بنگرند که من کلمات را مثله می کنم پس بدانید وآگاه باشید که کلاهتان اینجاست پس معرکه وجایش امن است  نگران نباشید سه سوته سرتان می رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:7  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

دختر فرای به دلیل نبود بنزین دونده شد ببینید.............

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 23:57  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

انگشتر زن رییس جمهور را ببینید..........و دمپایی شوهرش را

.........................................................................

.........................................................................

..........................................................................

......................................................................

......................................................................

.......................................................................

......................................................................

..........................................................................

...............................................................................

...................................................................................

......................................................................................

.......................................................................................

........................................................................................

..........................................................................................
.........................................................................................
.................................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رییس چیه؟

جمهورچیه؟

شوهر کیه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 23:49  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

علیرضا  آدمبکان  فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی است او جزو نقاشان جوان ،پر کار وبا استعداد است علیرضا ادمبکان ذاتا اکسپرسیونیست است .درگیری او با محیط اطرافش اورا خشن می نمایاند  گویی در چنبره ای از  آهن و فولاد گرفتار امده است وبرای رهایی از این فشار وهیجان ضربه های قلمش چنان تند وبرق آساست که انگاری رزمی کاری شمشیر ساموراییش را در هوا می چرخاند ونقش رنگ می زند .کار های اخیر او از ساختار مندی ویژه ای برخوردار است که قابل تامل است  زاویه دید او در این دوره متفاوت است وگاه به چند وجه می رسد وگاه نه .عناصر استفاده شده در این آثار بیشتر  موضوعات اجتماعی وبرگرفته از محیط شهری است که گاه نیم نگاهی به زندگی کارگری داشته وانگار غم نان در این جماعت را دیدنی تر کرده است همچنین توجه به آداب ومناسک مذهبی واعتقادات دستمایه این آثار شده است  .روح پرخاشگر وانفجار وتلاشی شدن ممیزه کارهای آدم بکان است که نشان از روحیه وادراک هنرمند است ودرد مشترکی که دوست دارد فریادش کند و آن آواز عمگین از وحشتی کهنه  است که درد بشر است. بتون وآهن این سیطره را تقویت کرده ودرد را افزون .در مجموع کارهای تازه آدم بکان به شوری منطقی وشعوری باطنی  ختم شده است که دیگر رهایی ولاقیدی سابق را ندارد و چنان است که او می خواهد در حرکت های تازه تر با اندیشه بیشتر و تفکری کاملتر به ترسیم تصوراتش بپردازد.

Click to show it on original size!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 22:34  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

چهل و نهمین شب از شب‌های مجله بخارا به بررسی و تحلیل ادبیات ارمنی اختصاص یافته است.

این مراسم ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه 24 تیرماه در خانه‌ی هنرمندان برگزار می‌شود.

پیشینیه تاریخی ارمنیان گواه این واقعیت است که خط و زبان جایگاه والایی در فرهنگ آنها داشته و دارد. آثار ادبی که به قلم نویسندگان و شاعران ارمنی نوشته شده حکایت از ادبیات غنی مستقل نزد ارمنیان دارد.

در«شب ادبیات ارمنی» میشاهایراپتیان، صفدر تقی زاده، علی دهباشی، آزاد ماتیان، روبرت مارکاریان و خاچیک خاچر درباره زمینه‌های شعر و ادبیات ارمنی سخنرانی خواهند کرد.

ژاله صادقیان و ساموئل خدادادیان سروده‌های شاعران ارمنی را دکلمه می‌کنند و نیما فرهمند آثاری از آرام خاچاطوریان را با پیانو اجرا می‌کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:52  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شما را دعوت می کنم به دیدن نمونه هایی از آثار نقاشی دانشجویان ترم پنج دانشگاه سوره که با من کلاس داشتند.

Click to show it on original size!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 19:44  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

نمونه هایی ازآثار نقاشی دانشجویان ترم هفت نقاشی دانشگاه سوره که زیر نظر استاد خسروی آموزش دیده اند.

Click to show it on original size!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 5:46  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

کمتر کسی در عالم هنر هانیبال الخاص را نمی شناسد هانیبال الخاص آشوری زاده است در دیار کرمانشاه به دنیا آمد ونقاشی کرد الخاص آموزگاری است که تمام نقاشان ایران امروز مدیونش هستند من هیچوقت شاگردی الخاص را نکرده ام اما روح روایتگری را شا ید از از او آموختم الخاص معلم است به تمام معنا  ونقاش است بی شبهه دغدغه الخاص نه شهرت است ونه مکنت او مردی است با توان ویژه الخاص دیوانه نقاشی است وهیچ چیز برایش مهمتر از نقاشی نیست کمتر کسی را می بینی که شاگردیش را نکرده باشد اما کمتر نامش را می بینی در جرگه مولف ها وکمتر میشناسندش به عنوان جریان ساز هنری البته گاه این نشناختن از بخل است وحسد .الخاص متعهد ترین نقاش ایران معاصر است این را بی اغراق می گویم ولی آزرده میشوم وقتی در پایان نامه نقاشان معاصر نامش را نمی بینم .الخاص شاعر هم هست داستان نویس هم هست کار سیاسی هم کرده است چون انسان است وبی تفاوت نبوده ونیست هر سال یکبا یک نمایشگاه از او دیده ام این یعنی وجود این یعنی وابسته نبودن به دنیای مادی وانکار الخاص کفر مطلق است الخاص نقاش روایتهاست او نقشهای برجسته را می نمایاند او نیایش ها را ترسیم می کند وبشر را دعوت میکند که ریشه هایش را در یابد الخاص به نقاشی به عنوان یک حرفه نگاه می کند شغل میداند وکار می خواهد او معتقد به خواب وخمار ومستی نیست او باور دارد که کار نقاش نقاشی است چنانکه کار نانوا نانوایی .یاد دارم روزی را که پدر گرامی ام را دیدم که کشاورز است دستانش یپنه بسته بود وزبر  با خود گفتم از دستش پیداست که که کارش  چیست  وتصمیم گرفتم شغلم را وحرفه ام را به ظهور برسانم .الخاص پایبند به سرزمیین مادری خویش است این نکته امروز آشکار تر است چرا که در این کارها کاملا میشود دید حس نوستالژی وغم غربت را .الخاص کودکی است که زود بد آشفته می شود ودانشمندی ایست که غمگین میشود از عدم درک انسان .برای الخاص مهم هست که مردم به دیوار شان چه چیزی می آویزند وگوبلن را با نقاشی اش تاق می زند الخاص در دوره ای از زندگی اش مصاحب نویسندگانی چون ال احمد بوده است و با اینان حشر ونشر داشته است  وبنا به گرایش سیاسی اش توده ها اهمیت دارند وزندگی با طبقات فرودست یک ویژگی محسوب می شود واین نوع نگرش شاکله آموزش رئالیسم اچتماعی است که تمام شاگردانش آگاهانه وناآگاهانه به آن وفادار ماندند  .لازم به ذکر است است که شاگردان الخاص در این برهه کسانی هستند که امور هنری را بعد از انقلاب متولی بودند وعاشقانه مسیر فکری الخاص را پیمودند .حال آنکه الخاص اصولا نقاش زمان نیست او تاریخ تکرار است الخاص طراح توانمندی است که دست را توصیه میکند به کشیدن و دست نکشیدن از دست کشیدن وجالب اینکه مخالفان او تمام مهارتشان را با کشیدن دست به رخ می کشند . اما الخاص انسانی است که دغدغه دارد انسان را او با هزار ترففند بیننده را متقاعد می کند وهرگز فخر نمی فروشد ودر پی اثبات خود نیست که میخواهد نقاشی را مهم جلوه بدهد  .برایم مهم است که الخاص را هنوز در کار می بینم ومی فهمم نقاشی کار دل است ومنصب کار گل .الخاص تاثیر خود را گذاشته است اگر چه ابری بیاید و تشعشعش را بپوشاند  الخاص نقاش زندگی است او وامدار دیرین زمان است و محرم اسرار .قدرت طراحی وطنز او شگفت انگیز است وای کاش ایرانی نبود تا در مجامع هنری مصداق ش می دانستند .الخاص به قول جعفری خاص است و العام نیست (من استاد محمد ابراهیم جعفری را می ستایم که نان نمی خورد به نرخ روز) و تاثیرش بر هنر معاصر کم نیست . الخاص مرد عمل است و با کار خودش را ثابت کرده است نه به سخن دانی وسخنرانی .من به او غبطه می خورم در فی البداهگی در رفتار  وکردار .یک بار این حرف را در مورد محمد ابراهیم جعفری هم زدم وگفتم می گویند تکرار می کند ولی من دانستم که تکرارش قند مکرر است  جعفری هم الخاص را دوست دارد بسیار شنیده ام از زبان خودش و دانستم که تمام انبیا گرد هم بی مشکلند . هانیبال الخاص حدیث  خوبی است معنای آن این است که خداوند تورا به طراحی رهنمون شد این را از نگهبان ارشاد قزوین به یاد دارم که از ساعد فارسی پرسیده بود این حدیث یعنی چه ومن گفتم یعنی این.چه بخواهیم چه نخواهیم الخاص هست همانند آفتاب ورخ بر نتافتن دلیل دیدن اوست وحضورش قاطع است وانکارش کفر .نمایشگاه اخیرش را که دیدم دانستم ودریافتم که او زیسته در این خاک است  وبالیده در این و نافش بسته به اینجاست وگریزیش نیست  ذاز بودن در این سر زمین و لازم می دانم مراتب ارادتم را اعلام کنم واز دور دست لرزانش را ببوسم قلبش را دعا کنم که منظم بزند .نقاشی های تازه او را در گالری گالری الهه ببینید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:17  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

گالری ممیز خانه هنرمندان این هفته پذیرای نقاشی های  خانمها:ناهید ضامنی _مهرین مختاری_شیرین درودیان وسوسن مبشر بود .در آثار این چهار نقاش حضور طبیعت را می توان دید طبیعتی که از فیلتر ذهن هنر مند گذشته و به شکلی تازه تر نمایان شده است  در کارهای مهرین مختاری زمین و آسمان در هم ادغام شده اند وهمه چیز به هم پیوسته است وحالتی رویا گونه دارد اما نقاشی های ناهید ضامنی جزئ نگر تر است و انگاری بر گلها نظر بیشتری دارد نقاشیهایش کمی مرا به یاد اوکیف انداخت اما با بیانی متفاوت وضربه قلم های راحتتر .نقاشی های شیرین دودیان شکلی از طبیعت است که با ادمهای نگارگری در هم آمیخته اند وترکیبی خوشایند دارند و خانم سوسن مبشر بیشتر از طبیعت بیجان استفاده کرده و نقاشی هایش پیچیدگی بیشتری دارد.

نقاشی ها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 15:34  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin