|
نقاشی ها و داستان ها و یادداشت ها
|
دلم لرزید در پای بید
تنم تندیس شد از ترس
مبهوت در نگاه هیاکل
از در در آمدی من از خود به در شدم
من برادرت نیستم
من دوستت دارم
من خودم هستم
تو خودت نیستی
مادرت هستی
و آب نبات می خوری
من فرهادم
تو شیرینی
وشیرینی تو عاریتی است
من کوه می کنم
وتراشه هایش را در دیده ام می بینی
تو تصویر می شوی روی دیوار
ولی تو شیرینی من ناشیرین
برو به سلامت
من سیزده سال دارم
سن من قانونی نیست
من نمره کفشم کوچک است
خانه ندارم در یوسف آباد
دهانم بو می دهد هنوز
من گمگشته ام
یوسفم به خدا
به پدرم یعقوب بگویید که من دیوانه شده ام
من انگشتر می خواهم از گل
گلهای ریز
ریز ریز
من مادرم هستم
صبح
بهار
نسیم
سرو
سایه اش تیره روی چمن
سبز
سرخ
زرد
بنفش
رنگ زمین
فواره در فوران بود
تا اوج
چون عشق
نم نم می بارید
ریز ریز
چون گل
گلوی من
از چشم
رایت ما را نمی جنباند
باد
دل ما را نمی لرزاند
ترس
چرا که نه بیدیم
نه باد به دست
هیاکلمان از سنگ نیست
افشره ی آبیم
سرگشته در سرزمینی خشک
نای باریدنمان نیست
بغض بارانیم
گرفته در گلوی کودک
که نانش
آلوده دندان ددان
مام مان مهمانمان می کند به چرکابه
بی که نا خلف باشیم
خنجر بر خروسخوان ننهاده ایم
داس در گلوی دوست
نیش بر جگر خسته ایم
مبادا گلویمان در ارتعاش متورم بغضمان
تمنا بکند دشمن را
آب
ما سر افکنده از آنیم
که چشم کودک دشمن را ننگریم ودشنامش
باب معرفت موسیقایی کلام
نگشاید
دست و دستار را
گروگان گرفته اند
به بهای بودن برگی در باد
که هنوز زیستن دارد سبزینگی ش
ما به باد ندادیم
در دریاش افکندیم
اردشیر محصص متولد سال 1314 در شهر رشت است واز دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد اما عشق به طراحی در طول این سالیان از او هنرمندی شایسته ودرخور شان هنر ساخت که آثارش پهلو به پهلوی طراحان بزرگ می زند محصص دارای روحی روان وذهنی زلال است ومیل به طراحی همانند نفس کشیدن برای او ضرورت است وهرگاه وسیله ای اثر گذار به دستش می افتد نا خوداگاه شروع به کشیدن می کند واین عمل تا آنجا ادامه می یابد که قلمش خود به خود از حرکت باز می ماند بی آنکه به قواعد آکادمیک اندیشیده باشد بلکه شیدایی درون اوست که او را اینگونه به عمل وامی دارد برای محصص انسان موضوعیت خاص دارد ودر این گیر ودار خاطرات او با آمیزه ای از طنز ترکیب می شود بی آنکه به کاریکاتور مبدل شود ویژگی طراحانه بودنش محفوظ می ماند محصص با دستانی که لرزه نگار ذهن اوست سیالیت کودکانه شعرش را به تصویر می کشد وصداقت رفتارش در این فراکنش مخاطب را صمیمانه آکنده می کند از شور وشوق واحساسی گاه تلخ که همانندیش با سرشت آدمی عجین می شود ولاجرم بر دل می نشیند وبه راستی محصص معجزه گری است که بدون هچ ترفندی در تسخیر ذهن بیننده توانمند است وحس یگانگی و هم حسی را به شگفت انگیز ترین گونه به بیننده منتقل می نماید.
نقاشیهای فریده لاشایی-مهدی حسینی –محمد علی ترقی جاه ومهدی سحابی از روز جمعه 7 اردیبهشت در گالری دی به روی دیوار رفت.فریده لاشایی با سه اثر تازه همانند همیشه نقاشانه به خلق اثر پرداخته است
مهمترین ویژگی نقاشی فریده لاشایی غلیان احساس ناب نقاشانه اوست در بر خورد با اشیاء او به خوبی از عهده کنش های فیزیکی وروح سر کش قلم بر آمده است ودر این همامیزی کنترل او به طرزی شگفت مهار
ذهن سرکش را به چنگ می گیرد که انگاری رعدی وبرقی بوده است ورفته است واثرش را بر بوم گذارده است لاشایی به مانند موج سواری است که به خوبی از نیروی باد وانرزی آب بهره می برد وچنان پشتک وارویش در دل موج ماهرانه است که بیننده را متحیر می کند به گونه ای که گمان براین است که خطا بر قلم نرفته است واز ابندا همه ی عناصر چنانکه بایسته است وشایسته بر سر جایشان نشسته اند وهمچنان هویت
قراردادیشان برای بیننده محفوظ است که گلدانش بنامد یا طییعتی چینی ماب که خلق اثر را مایه مداقه واحاله در آن می دانند این روح سرکش در عین حال از صمیمیتی شاعرانه مایه میگیرد که باب تفالش عام است وادراک آن خاص واین میسر نیست مگر از زیستنی شاعرانه در محضر تصویر.
مهدی حسینی نقاش عقل گرای ریاضی سنجی است که در ذهنش هر گز دو دو تا را فراموش نمی کند ودر دایره این اندیشه گرداگرد خویش می چرخد وکارش را خوب بلد است واجرای فنی وتکنیکی او به کارش استحکامی میدهد که شاکله اجزاعش را بنیادی می بخشد که انکار آن ناممکن است ولاجرم قابل قبول حتا اگر بنایش بر سلیقه نباشد مهدی حسینی این منطق گرایی را در روح وروانش دارد سخت وغیر قابل نفوذ خشک ورسمی وساختارمند حتیا در رفتار واین شاید تاثیر جامعه امریکایی باشد که همه چیز را بر مدار دایره می بینند وخروج از آن متباین با شخصیت اچتماعی می دانند وشاید دلیل لا یتغییر رنگها ونگاه حسینی حاصل همان تفکر باشد که اسلاف او در دهه70به آن سیاق رقم میزدند وپرده های کرکره ای را می تگاشتند که روابط خشک وخشن آمریکایی را نمایش بدهند وگاه به عنوان رویکردی زیبایی شناسانه تداوم می یافت.
اما محمد علی ترقی جاه را با اسب وخروسهای موروثی دیدیم که کماکان چون چنانکه بود باز نمود داشت واین تنها مهر هنر مند است که گواه بر بودن است ولا غیر وگر نه نسخه پیجیده شده است وملت فوت آبند اما چه کند هنر مند که نگاه داشتن جا مهمتر از داشتن مکان است وهر چه بیشتر می جوید کمتر می یابد اینگونه است که در این روزگار طلبکار مهر مایه اعتبار است پس آن به که در نگاهداشت این نشانه بیشتر وبیشتر تن به تیر سپردن.
مهدی سحابی با کولاژ های برجسته اش که ماحصل گذشته بود حضور یافته بود ودر عین سادگی دل انگیز بود وشادیبخش شاید این ویژگی به گونه ای مربوط به طنز پنهان اوست که این بار به ظهور رسیده است وعلی رغم آرکائیک بودنشان چیزی از خنده را با خود به دوش می بردند که نگاه سحابی مترجم توانای میهنمان را را ستودنی می کردند.
فرشید ملکی از نقاشان قدیمی و با سابقه است او دانش آموخته دانشکده هنرهای تزیینی است که تحصیلاتش را در انگلستان به پایان رسانده است وسالهاست که عضو هیئت علمی دانشگاه هنر است ودر طی این سالها شاگردان زیادی را آموزش داده است استاد فرشید ملکی سابقه اش در نقاشی دیرین است واولین نمایشگاهش را در تالار قندریز بر پا می کند درک درست او از هنر از او ادمی مجرد می سازد که روح شاعرانه دارد تا جایی که من به یاد دارم ودیده ام فرشید ملکی هرگز در پی تکرار نبوده است ذهن پویا واندیشه خاص او همیشه او را در زمره نقاشان پیشرو معرفی کرده است نمایشگاه اخیر او علی رغم شباهتش به کارهایی که در گالری طراحان به نمایش گذاشت دستخوش تغییراتی شده است که قابل تامل است وجسارت وسانسور ناشدگی اش را هویدا می بینیم ملکی در پی ایجاد فضای منحصر به فرد شاعرانه ای است که واژگان خویش را داراست نحوه بر خورد او با خط در عین آزادی وراحتی در عمل گویا مطابق با یک منشائ ریاضی است که وابسته به دانش اوست که اینگونه بی مهابا ظاهر می شود وجسورانه به پیش می تازد ودر عین حال خطوطی سرکش ورام هستند فرمها وعناصر او منحصر به فرد هستند ووامدار احدی نیستند مگر ذهن بی آلایش فزشید ملکی که در همجواری با هم فضایی معلق می سازند بین بودن ونابودن ولی باور مدار که انکار هیچ منکری را گردن به نواله نمی نهد ملکی بی شک نقاش است ونه نقاشی که جرات تغییر خود را در خود نمی بیند بلکه هر بار قانون درون خود را نیز نقض می نماید ودست به ابداعی تازه میزند که ممکن است بیننده آن را بر نتابد اما ملکی پاسخگوی نیاز خویش است وچشمش به دهان ستاینده نیست چرا که خود نیک می داند که در کجای ثقل هستی است وهدفش را می شناسد وبا تمام وجود راه می کوبد و به فرا رو می نگرد .این نمایشگاه تا 12 اردی بهشت در گالری هفت ثمر بر پاست.
پیکرپاک فریدون مام بیگی نقاش توانمند کشورمان امروز از مقابل موزه هنرهای معاصر تشییع شد مام بیگی عضو هیئت علمی دانشگاه هنر بود که تحصیلاتش را در ایتالیا به پایان رسانده بود وعمرش را در راه آموزش به دانشجویان از کف داد باعث تاسف بود که جمعیت بسیار اندک بود شاید عمده دلیلش زندگی بی هیاهوی او بود وحضور کم او در مجامع جنجالی از این هنر مند فرهیخته خصوصا با بیماریی که در این سالها گریبان گیرش بود مردی منزوی ساخته بود وکمتر کسی سراغش را گرفته بود عزت نفس و همت وطبع بلندش دست مایه زندگی وآثارش بود مام بیگی چندین جایزه بین المللی داشت از جمله مدال طلای نقاشی ایتالیا اما «چنان تواضعی داشت که هرگز در پی نان گرانمایه وجودش را هزینه نکرد روحش شاد ویادش جاودان باد.
شب فرانك شفر
مجله بخارا سي و دومين شب از سلسله » شب هاي بخارا » را با همكاري انجمن موسيقي ايران به فرانك شفر، فيلم ساز هلندي ، اختصاص داده است . شفر به همراه مايكل دراير مديربخش فستيوال شرقي آلمان در اين شب شركت مي كند .
فرانك شفر را بيشتر به عنوان مستند ساز ، كارگردان و تهيه كننده اي مي شناسند كه اختصاصاٌ در زمينه موسيقي و هنر فيلم مي سازد. از فيلم هاي فرانك شفر مي توان به چند فيلم بلند او كه در مورد آهنگسازان ساخته اشاره كرد : « آهنگساز امروز مرگ را نمي پذيرد» ، « نت بزرگ » و « هزار توي زمان .
از ديگر ساخته هاي شفر مي توان به « حلقه واگنر » ، « مستند از جان كيج » ، « رهبري گوستاو مالر » و « ايگور استراوينسكي » اشاره كرد.
در » شب فرانك شفر » ، نادر مشايخي درباره ويژگي هاي مستندهاي موسيقيايي اين كارگردان سخنراني خواهد كرد . همچنين مايكل دراير در زمينه مستند سازي سخن مي گويد و مهشيد ميرمعزي متن سخنراني اين دو كارگردان را از زبان آلماني ترجمه مي كند.
در « شب شفر » برگزيده اي نيز از مستندهاي اين كارگردان به نمايش درخواهد آمد.
پنج شنبه 6 ارديبهشت ماه ، ساعت 5 بعد از ظهر ، خانه هنرمندان
شب سعدی از شبهای مجله بخارا به همت علی دهباشی روز چهار شنبه ۵ اردیبهشت ماه در خانه هنرمندان برگذار میشود که در این مراسم استاد خرمشاهی علی دهباشی و کورش کمالی سخنرانی خواهند کرد وتجلیل از استاد مظاهر مصفاخواهد بود.این مراسم در تالار ناصری از ساعت ۵عصر بر پاست.