تبليغاتX
رضا هدایت
نقاشی ها و داستان ها و یادداشت ها
سال نو واول بهاراست               پای گل ولاله در نگار است

والای شقایق است در رنگ        پیراهن غنچه نیم کار است

آن شعله که لاله نام دارد           درسنگ هنوز چون شرار است

پستان شکوفه است پرشیر        نوباوه ی باغ شیرخوار است

برگ از سر شاخه تازه جسته      گویا که مگرزبان مار است

این فرش زمردی ببینید              کش از نخ سبزه پود وتار است

ای پرده نشین گل بهاری        مرغ چمنت در انتظار است

این وزن ترانه می سراید         مرغی که مقیم شاخسار است

کای تازه بهار عالم افروز         هر روز تو عید باد و نوروز  

  

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 18:48  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 22:0  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 
حسینعلی ذابحی نقاش فارغ التحصیل از بوزار پاریس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 1:14  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شماره 59 از مجله فرهنگی و ادبی بخارا ، به داستان هایی با محوریت بهار و نوروز از نویسندگان ایرانی اختصاص یافته است.

در شماره ویژه نوروز 1386 این نشریه، 36 داستان از نویسندگان ایرانی در قالب داستان کوتاه و یا فصل هایی از رمان انتخاب شده که غالبا به صورت مستقیم و غیرمستقیم به نوروز و بهار پرداخته اند.

گفتنی است داستان هایی که در این ویژه نامه درج شده است از نسل اول داستان نویسان ایران تا امروز را شامل می شود.

محمدعلی جمال زاده، سیمین دانشور، ابراهیم گلستان، جلال آل احمد، ایرج پزشک زاد، احمد محمود، جمال میرصادقی، اسماعیل فصیح، پرویز دوایی، جواد مجابی، گلی ترقی، محمود دولت آبادی، مسعود کیمیایی، هوشنگ مرادی کرمانی، رضا جولایی، علی اشرف درویشیان، عمران صلاحی، عطاالله مهاجرانی، هوشنگ گلمکانی، احمد بیگدلی، محمد قاسم زاده، محمد بهارلو، سیامک وکیلی، محمدرضا گودرزی، علی خدایی، ناهید طباطبایی، محمد کشاورز، داوود غفارزادگان، محمدآصف سلطان زاده، مریم رئیس دانا، سیامک گلشیری ، محسن فرجی ، حسن نیکبخت و جواد ماه زاده از نویسندگان صاحب داستان در این ویژه نامه هستند.

ويژه نامه نوروزي بخارا در بیش از 370 صفحه از شنبه 26 اسفند به پيشخوان كتابفروشی ها می آید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 13:30  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

مجسمه سازی در ایران هنر ابتر است هنری که به دلایل دینی سالهای سال مطرود بود وگسست اش با اجتماع به چندین قرن می رسد تا چند سال پیش هم این هنر به نوعی از مظاهر بت پرستی شناخته می شد الان جند سالی هست که این رشته شکسته بسته دایر است اما هنرمند وهنر باور خویش را می کاود ومسیر خویش را می روند وبی مهری هارا به جان می خرند این روزها توجهی ویژه به این هنر شده است نمونه اش سمپوزیم بین المللی مجسمه سازی است که در پارک چیتگر تا ۲۱ اسفند ادامه دارد وقرار است این مجسمه ها در شهر نصب شود بلکه فضای مرده را به نوعی حیات ببخشد .مجسمه های کوچک در خانه هنرمندان نمونه های خوبی است در توان عملی واندیشه خلاق جوانان این مرزو بوم کهشکی بهای بیشتری به این هنرمندان داده شود تا نمایش واقعی هنر را از دستانشان شاهد باشیم از نمونه های بسیار موفق اثر محمد حسین عماد بودودیگران نیز کارهای قابل توجهی ارایه کرده بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:49  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

شب جان کیج موزیسین معترض در خانه هنرمندان بر گزار شد در این مراسم دکتر باقر ضیایی ونادر مشایخی وپیمان سلطانی سخنرانی کردند گزارش کامل را در تادانه بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:2  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

معمار زاده از مجسمه سازان قدیمی است که تحصیلاتش را در این رشته در بلژیک به اتمام رسانده است سالها به تدریس در دانشکده های هنری مشغول بوده است در فرصت بعدی از این هنرمند کارهای بیشتری خواهید دید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:15  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

عکاس نیستم به معنای حرفه ای ولی بازی بازی می کنم




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 1:37  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

نقاشی های محمد مهدی طبا طبایی وشهریار احمدی در گالری هما روی دیوار رفت محمد مهدی طباطبایی از شاگردان هنرستان منوچهر معتبر است که مو را از ماست می کشد طبا طبایی همدوره ی رضا عابدینی وفریدون فخری جوقان ودیگرانی که من به یاد ندارمشان که بنا به شرایطی آدمها در حاشیه اند طبا طبایی تجربه بسیار دارد وتوانمندی هایش ستودنی است سالهاست که او در کار تصویر گری است وبه حق حق مطلب را ادا کرده است طباطبایی از مایه کم نمی گذارد واعتقادش را به نقاشی در تکنیک وتوان اجرا از یاد نمی برد هر چند گرایش او را به منریسم نمی توان نادیده گرفت اما آنچه کار طبا طبایی را شخصیتی ویژه می بخشد روزمرگی نقاش است چنانکه در این نمایشگاه شاهد هستیم روند زندگی او پیش از تولد هانا او را پرخاشگری میدیدیم که که به خویش تازیانه میزد ودر دوره دوم کارش سونوگرافی نمایانگر نگرانیهای اوست ودوره سوم صورتی هایی که گاه رمانتیک اند و کارهای اخیر که به تعادلی خاکستری گونه مبدل شده اند که حاکی از آرامش وسکون نسبی هنرمند است دستمایه اولیه هنرمند مونالیزاست وسپس انگر وسر آخر عروسکی که آش ولاش کودگش را شاد می کند .اما شهریار احمدی که دانش آموخته کارشناسی ارشد نقاشی دانشگاه هنر است وبرگزیده نقاشی جهان اسلام در سال 85 است احمدی دانش دارد وای کاش دانشش در نقاشی مخفی بود احاطه او به فلسفه ی امروز ونگاههای فلسفی از او نقاشی پیر بر آورده هر چند که شهریاراحمدی نقاش خود را می شناسد و واقف است به اتفاقی که می افتد اما دلواپسی من از این است که روزی دریابد که بندی بند ودام هنر بوده که جبران مافاتش مشکل باشد اما نیک می دانم که او پرورده مولوی است ونقاشی اش شیرین است ودلفریب وخلوتی را که دلخواه توست نمایش می دهد ودنیایی از انتزاع را به روی بیننده باز می کند تا تو در دامنه اش به دنیایی از از اسرار بروی وخود را بیابی اما نادیدن این سهل الوصولی گاه مشکل می افریند .چرا که نباید نادیده گرفت که دنیای امروز دنیای کسب وکار است وتجارت وهنر در مرحله چندم است واثر هنری امروز چیزی نیست مگر کیسه ای پول که آویخته به دیوار است جرا که باور واعتقاد دیگر در زندگی مردم جایی ندارد.

مجتبی طباطبایی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 1:23  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

 سلف پرتره در تاریخ نقاشی خصوصا بعد از رنسانس جایگاهی ویژه دارد ونقاشان به

نام از این دوره به بعد به نوعی خود را در قاب تصویر جا داده انداز جمله رامبراند که

حدود ۷۰ پرتره از خودش کشیده است .خانه هنرمندان نمایشگاهی از پرتره نقاشان

ایرانی عضو انجمن نقاشان برگزار کرده است که جای تامل دارد .این قاشان در این

نمایشگاه شرکت کرده اند:حمید رضا قیاسی-ناصر محمدی-هلنا شین دشت گل-

بهزاد شیشه گران-یعقوب عمامه پیچ-نیلوفر قادری نژاد-محمد حسین ماهر-علی

رسولی-شیرین پیله وری-مجتبی رجب شعبانی-ترانه صادقیان-فریماه تابعی-شیرین

 قندچی- آزاده رزاق دوست-پرویز روزبه-الهام بیاتی-نعمت لاله ای-فیروزه امینی-

شهناز زهتاب-طاهره محبی تابان-علیرضا ملک جعفریان-زهرا بوریایی دوست-بنفشه

 جهانگیری-بابک خدا بنده-منوچهر معتبر-احمد وکیلی-ساسان قره داغلو-منوچهر

صفر زاده-محمود جوادی پور-حامد صحیحی-برنا ایزدپناه-سمیرا اسکندر فر-امیر راد-

افشان کتابچی-رسول سلطانی-بهرنگ صمد زادگان-سپیده راثی زاده-سمیرا

علیخانزاده-عسل خسروی-شهریار احمدی-علی ذاکری-راشین قربی-نیما پتگر

واحمد مرشدلو

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 10:21  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

.

علی میرزا راست نمی گفت که چهل تیر تلگراف رارد بکنی به در خانه او میرسی از تیر بیست وپنجم که حساب بکنی کوه گز گز است روبروی زندان که باد بردش تیر بیست وچهارم خیار فروشها بودند روبروی رنگسازی تیر بیست وسوم جاده قدیم بود وسنگ سیاهی که همیشه یک نفر رویش نشسته است تیر بیستم را که رد بکنی به هجدهمی که برسی امامزاده زین الرنگ است وزائرانی که خسته از راه رسیده اند واز چاه سرابی آب میکشند وزیر سایه سه درخت بید مجنون خوابیده اند تیر پانزدهم که افتاده است وتیر چهاردهم لانه لک لک است ودو تیر بعدی کنار کاریز است چاه قنات دوم کنار بعدی است همانجایی که هاشم افتاد توی آن ومن دیدمش با بافه ای از گیاه روی سرش که آواز می خواند وجلوی پایش را نمی دیدوتا من خواستم بگویم آ...آ..آ...آ.آهههههاااااااایی گفته بودم واو افتاده بود ومن به تیر ششم رسیده بودم که محمد علی با موتور چوپایش از کنارم رد شد وزیر تیر چهارم کنار راه حاجی آباد دو زن ویک بچه با بقچه نشسته بودند وسه نفر هم از ماشین هیبت پیاده شدند ومن کنار تیر دوم بود دم قهوه خانه امید که پنچر گیری هم می کرد روبروی موتور سازی قدرت به تیر آخر رسیدم کارخانه آسفالت شروع می شد وآقا نور با پاترول از جاده رفت پایین واز توی آینه نگاهی هم به من انداخت لانه کلاغها را می شمردم روی تکدرخت خشکی که روزی روزگاری درختی بود برای خودش دروازه آبی رنگ را دیدم درست سمت راست کوچه داخل دالان ودو بچه قد ونیم قد پرسیدم بابات هست؟وآنها بی جواب دویدند ورفتند وبا بابایشان برگشتد ولی این علی میرزا نبود خسته شده بودم آب خوردم وراه افتادم که راهی را که آمده ام برگردم وهمان راهی را بروم که تیر چهلم تلگراف در خانه علی میرزا بود.

دیروز در خانه هنرمندان شب داستان نویسان نسل پنجم بود که به همت دهباشی برگزار شد ومحمد محمد علی سخنرانی کرد وکامران محمدی در دفاع از هم نسلان خودش حرف زد .میترا الیاتی وآرزو خمسه کجوری هم داستان خواندند.بقیه اش را درتادانه ببینید

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 9:18  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

کارگاه عملی نقاشی همزمان با بزرگداشت استاد محمود جوادی پور همراه با نشستهایی درباره اقتصاد هنر در سالن تلاش در وزارت کار بر گزار شد این همایش به همت گالری فام ومژده برپا شد این تصاویر حاصل همان کارگاه است.

داور یوسفی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 6:3  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

مسعود دشتبان از اهالی خونگرم همدان است با ویژگی های منحصر به فرد .دشتبان معلمی بی پیرایه است که نقش اش در آموزش به جوانان این مرزو بوم غیر قابل انکار است اگر چه متاسفانه معلمهایی مثل دشتبان آنگونه که سزاوار تقدیرند مورد توجه قرار نمی گیرند .

دشتبان در طول سالهای فعالیتش در رشته های مختلف هنری جوایز متعدد کسب کرده است.کارهای آبرنگ او در دوسه سال اخیر چشمگیر ودلنشین است نمایشگاه اخیر با موضوع ابیانه روی دیوار رفته است دشتبان در این کارها  برخوردی هنرمندانه در گزینش سوژه داشته است وبا ضربه قلمهایی آزاد ورها چنان نقش زده است بر صفحه که گویی بجز این نباید باشد شور وهیجان در این آثار موج میزند ورنگهای گرم وسطوح فعال خصوصیتی بیانگرایانه به کار داده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 7:5  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin

مهدی سحابی را بیشتر از طریق ترجمه میشناسند والحق توانمند است و ترجمه هایش زیبا ودلنشین است واین اشراف اورا به زبان فارسی ودقتش در گزینش واژگان می رساند مهدی سحابی همچنین نقاش ومجسمه ساز توانایی است که در پی تکرار خود نیست وهر بار با نگاهی نو به عرصه می آید اولین باری که نقاشی های سحابی را دیدم ماشین ها بودند که نمایش تصادف بود وبسیار تاثیرگذار وجذاب اما مجسمه هایی را که در گالری آریا نمایش دادند بسیار زیبا و خلاق بودند سحابی با استفاده از وسایل مختلف وترکیب آن با چوب پرنده هایی را ساخته بود وروی آنرا رنگ زده بود که کیفیت رنگ آمیزی خاصیتی نقاشی گونه به این حجمها داده بود که در نوع خود دیدنی بودند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 20:6  توسط رضا هدایت  برود به بالاترین: Balatarin